|

*1 پری دخت وطن هستی، مگر نه؟ شکوه هرچه زن هستی، مگر نه؟ منم "کوروش" که برگشتم به دنیا تو "کاسندان" من هستی، مگر نه؟
2* دو دست از جان کشیده، یار عاشق دو آتش بر دلِ دلدار عاشق به هم در زیرسیگاری رسیدند دو خاکستر، دو ته سیگار عاشق
3* در آن کافه صفایش با خودم بود هق و هق گریه هایش با خودم بود کنارم صندلی خالی از تو که هر شب پول چایش با خودم بود 4* فقط شور و فقط حال تو باشد تب و تابش فقط مال تو باشد عسل بانو که باشی این طبیعی ست که هر زنبور دنبال تو باشد
5* شر و شور نگاه او چه رنگی ست پلنگ پا به ماه او چه رنگی ست تو باید مست باشی تا بفهمی دو چشمان سیاه او چه رنگی ست
6* نگاه مرگبار تو کشنده ست سراپا دلبری و ناز و خنده ست دو چشمت لرزه و پس لرزه ابروت قشنگی های تو ویران کننده ست
پ ن: وبلاگ پهلوی های گویشی من "پشیک" با یک پهلوی تازه به روز است.
هفت پهلوی دلبرانه از من در تارنگار آنات(شماره دوازدهم خرداد 91)
|